تبلیغات
bio bridge - عاشقانه در زیست شناسی
 
bio bridge
درباره وبلاگ


خدایا
چنان نزدیکی که نمی توانم ببینمت.
صدای تو هر لحظه با من سخن می گوید،
اما من آن را نمی شنوم.
مرا به اعماق درونم ببر
تا شکوه بی پرده جمال تو را بشنوم.
مرا بیاموز
پیوسته تو را بجویم
و همواره به عنوان یگانه پناهم
به تو رو کنم.


در این وبلاگ قصد داریم به یاری خداوند محیطی گرم و صمیمی برای تبادل اطلاعات ایجاد کنیم و گزارشی از فعالیت های انجمن علمی دانشجویان رو توش ثبت کنیم. اهداف بزرگی در سر و مسیری بس طولانی پیش رو داریم که امیدواریم با همکاری همدیگه شاهد تحقق همه آرمان های طلایی مون باشیم!! باآرزوی موفقیت برای تک تک دوستان.منتظر نظرات، انتقادات و پیشنهادهاتون هستیم...

یا علی

مدیر وبلاگ : پورکیوان
دوشنبه 17 تیر 1392 :: نویسنده : پورکیوان
یار من آنکه یه دنیا ژنوتیپش یکتاست

فنوتیپ خوش او چون فنوتیپ گلهاست

هست در هر نگهش رمز هزاران ژن عشق

که همه ترجمه رشته ای از "دی ان آ" ست 

دوش از بهر دلم عشوه چنان سنتز کرد

که فغان از همه ژن های وجودم برخاست

این یکی کرد جهش وان دگری شد معیوب

کدون زندگیم گشت دچار کم و کاست

گشت معیوب مرا هرچه ژن غالب بود 

حالیا! کار من سوخته دل واویلاست

کاریوتیپ من بدبخت چنان قاطی کرد

که گمانم اثرش تا به ابد پابرجاست

گفتم ای یار مکن، شد ژنوتیپم بر باد

خنده ای کرد و بگفت: از فنوتیپت پیداست

گفتم آخر تو مرا آلل صبری بفرست

که از عصیان جهش،بند جنونم بر پاست

ژن امید مرا نوکلئوتیدیست حقیر

ژن جور تو،ولی، نوکلئوتیدش صد تاست.

پلی پپتید غمت بسکه دراز است ای دوست

بهر آن جان بود در دل تنگی که مراست

گفت باید که به راهم هموزیگوت گردی

هتروزیگوس، تو مباش، ار به دلت الفت ماست

گفتمش: من هموزیگوس نتوانم گشتن

چون نماندست مرا یک اتوزوم سالم و راست

عاشقی را که چنان سندرم عشق دهند

تو تعجب مکن ار اشک غمش چون دریاست

حالیا! زین ژنوتیپی که نصیبم گشته

فنوتیپم به میان همه انگشت نماست

من ندانم که چنین سنگدلی،بی انصافی

از کجا آمده و اصل و تبارش ز کجاست

بهر سلول حیات اینهمه،پپتید بلاست

همه زیر سر یک رشته "ام ار ان آ" ست

آری! آخر به یکی دام بلا می افتد 

هر که چون مستی ما سر به هواست

ای خدا یار مرا سندرم مرگ بده

که چنین با من عاجز به سر جور وجفاست

همولوگ نیست چو هرگز دل من با دل او

این دو را دادن پیوند فقط کارخداست





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 21 تیر 1392 04:51 ب.ظ
عاغا چرا یکی نیست این کامت هارو جواب بده
لطفا مسولین رسیدگی کنن
پورکیوان

رسیدگی شد!

مشکلات فنی برا همه پیش میاد دیگه.....
جمعه 21 تیر 1392 01:48 ب.ظ
شوهری یک پیامک به همسرش ارسال کرد: سلام. من امشب دیر میام خونه. لطفاً همه لباسهای کثیف من رو بشور و غذای مورد علاقه ام رو درست کن.

ولی پاسخی نیومد!
پیامک دیگری فرستاد: راستی! یادم رفت بهت بگم که حقوقم اضافه شده و آخر ماه میخوام برات یه ماشین بخرم.

همسر: وای خدای من! واقعاً؟

شوهر: نه، میخواستم مطمئن بشم که پیغام اولم به دستت رسیده
پورکیوان

:-)
جمعه 21 تیر 1392 12:13 ق.ظ
اووووووووه کداااااااامین بیکار اینو سروده؟!!!
متفاوت بود مرسی
پورکیوان

:خواهش قابلی نداش.
پنجشنبه 20 تیر 1392 10:39 ب.ظ
عجب!!!!
اون وقت شاعرش کی بود؟
بیچاره اخرش چقدر نفرینش کرد!!خوب همولوگ نیست اون بیچاره چکارکنه
ممنون خیلی باحال بود کلی خندیدم
پورکیوان

: اطلاع ندارم شاعرش کیه! احتمالا یه دیوانه زیست شناس!!!!!!! D:
بعضی هاجنبه هملوگ نبودن طرف رو ندارن خب.....
خواهش!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما