تبلیغات
bio bridge - صندلی داغ-قسمت آخر
 
bio bridge
درباره وبلاگ


خدایا
چنان نزدیکی که نمی توانم ببینمت.
صدای تو هر لحظه با من سخن می گوید،
اما من آن را نمی شنوم.
مرا به اعماق درونم ببر
تا شکوه بی پرده جمال تو را بشنوم.
مرا بیاموز
پیوسته تو را بجویم
و همواره به عنوان یگانه پناهم
به تو رو کنم.


در این وبلاگ قصد داریم به یاری خداوند محیطی گرم و صمیمی برای تبادل اطلاعات ایجاد کنیم و گزارشی از فعالیت های انجمن علمی دانشجویان رو توش ثبت کنیم. اهداف بزرگی در سر و مسیری بس طولانی پیش رو داریم که امیدواریم با همکاری همدیگه شاهد تحقق همه آرمان های طلایی مون باشیم!! باآرزوی موفقیت برای تک تک دوستان.منتظر نظرات، انتقادات و پیشنهادهاتون هستیم...

یا علی

مدیر وبلاگ : پورکیوان
دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : طباطبایی

 

مهمان این هفته:

 

                          آقای محمدرضا نیساری

 

 

                  زمان :

                              دوشنبه 23 اردیبهشت

                              از ساعت 21:30 تا هر وقت شما باشین.

 

توجه: می تونی به سه تا سوال جواب ندی.اما یادت باشه این سه تا شامل سوالایی که بعدا ازت پرسیده میشه هم هست.پس بهتره همه ی شانساتو سر این بیست تا سوال اول از دست ندی!

1-یه بیوگرافی کوچولو از خودت بگو.

متولد 20 تیرماه سال71هستم البته تو شناسنامه 8تیر ماه ثبت شده

از بچه گی عاشق شیطنت بودمو همیشه خرابکاری میکردم تا اینکه بابام واسه تخلیه انرژی  اضافم منو فرستاد کلاس تکواندو

عاشقش شدمو تونستم تو 1مدت 4ساله دان 1 بگیرم

سال سوم راهنمایی به دلیل آسیب دیدگی و لج بازی واسه همیشه از ورزش خداحافظی کردم

آرزو داشتم پزشک بشم که نشد و و و

تا اینکه درس  خوندیمو اجبارا اومدیم اینجا

الانم رو صندلی هستم

 

2-اولین چیزی که به ذهنت میاد؟

خدا :بی نهایت

پدر:نفس

حجم جزوه:وای خیلی زیاد شده

دریا:عاشق قدم زدن تو ساحلشم

شهربازی:سرسره

مادر:همه زندگیم

دانشگاه شهید مدنی:سرنوشت بد

جنایت:خیانت

عصر یخبندان:30د

سفر:جهان گردی با موتورم

قلم:خطاطی

رفاقت:کمیاب

جنگ:عراق

زمان:زود گذر

تلفن:n73که الان تو زاینده روده

قفس:تنگ

فرار:ترس

3-تک بیت،شعر یا ضرب المثلی که این اواخر تو ذهنت رژه بره یا ورد زبونت باشه؟

در کوی نیک نامان مارا گذر ندادند                                 گر تو نمیپسندی تغییر ده قضا را

4-سه تا ویژگی خوبت ؟؟وا لا ...

سه تا ویژگی بدت؟؟

زود رنج

شدیدا احساسی

زود قضاوت میکنم

 

5-القاب یا اسم هایی که دوست و آشنا روت گذاشته باشن؟

دبیر پیش دانشگاهی بعضی وقتا به شوخی لپ گلی میگفت بهم

6-عجیب ترین آدمی که تا حالا دیدی کیه؟

دوستم یوسف

7-تا حالا عاشق شدی؟(منظورم واقعا عاشقه هاااااااا!)

عشق یعنی انقده کسی  رو دوست داشته باشی و عاشقش باشی که بخوای همه ی مردم دنیا عاشقش بشن و این فقط برای خدا صدق میکنه

ولی اگه منظور عشق زمینیه...

8-از بین این سه تا کدومو انتخاب می کنی.غذای خوب؟ کتاب خوب؟ آهنگ خوب؟غدای خوب

9-آخرین باری که فال حافظ گرفتی کی بوده؟چی اومد؟(البته انتظار ندارم یادت باشه!!) اصلا اهل فال حافظ هستی؟

اهلش نیسم ولی گاهی میخونمش

10-سه نفر که دیگه عمرشون به دنیا نیست و دوست داری حتی یه بارم که شده ببینیشون؟

دایی شهیدم

مادر بزرگ مادریم

امام خمینی

11-پایین ترین نمره ای که تا حالا گرفتی چه درسی بوده و چند؟8و نیم تو فیزیک 2

12-چند تا چیز که عصبانیت میکنه؟

دروغ

دورویی

حرف کنایه ای

و...

چند تا چیز که خوشحالت می کنه؟

هدیه مخصوصا اگه ...باشه

نمره بالا

احترام به استاد

و

13-اگه یه دوربین داشته باشی دوست داری از کی یا چی عکس بگیری؟

غروب آفتاب

14فکر کن امروز روز تولدته،همین الان الان دوست داری چی هدیه بگیری؟

موتور2000bmw

15-فیلم،کتاب،رقابتای ورزشی،کشف علمی،یه اختراع یا هر چیز دیگه ای که این اواخر توجه ات رو جلب کرده؟

رسوایی(ده نمکی)

16-تا حالا معجزه ای رو به چشم دیدی؟

آره

 

این جمله رو کامل کن(حدافل ده مورد)

دوست دارم...................

همیشه خودم باشم مث همیشه

کسی تو دنیا دروغ نگه

آدما از ته دل به هم خوبی کنن

کسی با کسی دشمنی نداشته باشه

صداقت اپیدمی شه

اونروز بیاد که همه خوشحال باشن

و خیلی چیزا دیگه

18یه خاطره از بیست سالگیت بگو؟ (اینجا همه 20 سالشون هست دیگه!!؟؟)

روز12 فروردین91 همه فامیل قراربود بریم جنگل ما خونه خالم اینا بودیم منتهی ماشینمون خونه بابا بزرگم بود

ساعت 5 صصبح بود که مامانم گفتش برو ماشینو بیار و ماهم گفتیم چشم بدو بدو رفتم وماشینو برداشتم همینطور که از خیابون بابا بزرگم اینا خواستم با دنده عقب وارد خیابون اصلی شم یه وانت با سرعت از پشت کوبید بهمو...

خلاصصه فکرشم نمیکردم صبح زود کسی بزنه بهم

مجبور شدم ماشین وبزارمو باز پیاده برگردم خو نه خاله

ولی رفتیم جنگل و کلی به همه خوشگذشت...

من هم شدم اسباب خنده دایی و بقیه

19-چه چیز مشترکی در همه ی آدم ها هست که دوست داشته باشی؟یا سریعا توجهت رو جلب کنه؟

نمیدونم

20-هر وقت خدایی نکرده،بعد از 1500 سال جان را به صاحب جان تقدیم کردی،دوست داری رو سنگ قبرت چی بنویسن؟

دوست ندارم قبرم کنن از قبر خیلی میترسم

کاش طوری شه ک چیزی ازم نمونه

 

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 آذر 1396 08:34 ب.ظ
Awesome blog! Do you have any tips for aspiring writers?

I'm planning to start my own site soon but I'm a
little lost on everything. Would you advise starting with a free
platform like Wordpress or go for a paid option? There are so many choices
out there that I'm totally confused .. Any tips? Appreciate
it!
پنجشنبه 16 آذر 1396 08:33 ب.ظ
My brother suggested I would possibly like this web site.
He used to be entirely right. This post truly made my day.
You can not consider just how a lot time I had spent for this information! Thank you!
پنجشنبه 16 آذر 1396 08:31 ب.ظ
I'm really enjoying the theme/design of your website.
Do you ever run into any web browser compatibility problems?
A couple of my blog readers have complained about my website not working correctly in Explorer
but looks great in Safari. Do you have any suggestions to help fix this
issue?
سه شنبه 17 مرداد 1396 12:19 ب.ظ
Right away I am going away to do my breakfast, after having
my breakfast coming over again to read more
news.
شنبه 14 مرداد 1396 03:25 ب.ظ
Paragraph writing is also a fun, if you be familiar with after that
you can write otherwise it is complicated to write.
شنبه 7 مرداد 1396 08:47 ق.ظ
Fantastic beat ! I wish to apprentice while you amend your website, how can i subscribe for a blog website?

The account aided me a acceptable deal. I had been a little
bit acquainted of this your broadcast offered
bright clear idea
شنبه 17 تیر 1396 01:24 ب.ظ
You can certainly see your enthusiasm in the paintings you write.
The sector hopes for more passionate writers such as you who aren't afraid to mention how they
believe. At all times go after your heart.
سه شنبه 2 خرداد 1396 05:58 ق.ظ
Yes! Finally something about fuck it.
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:38 ق.ظ
من تا همه نرن هستم...

باید درا رو ببندم... برقا رو خاموش کنم... این پوسته کیک و ساندیسا را جمع کنم و.........
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:37 ق.ظ
در پناه حق
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:36 ق.ظ
ا هستید شما؟
بله دیکه
یکرو یکرنگ
منظورم اینه که دورو نیستید
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:35 ق.ظ
شب شمام بخیر...
پیروز باشید
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:34 ق.ظ
فک کنم کسی نیست و وقت رفته
شب همه بخیر
همگی موفق باشید
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:33 ق.ظ
یکرنگ؟؟؟؟
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:31 ق.ظ
خانم طباطبایی از شماهم خیلی ممنون که تا آخر بودید
و همیشه یکرنگید
مرسی
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:28 ق.ظ
مرسی خانم به برگ شما واقعا شرمنده کردید
ممنون از حضورتون
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:27 ق.ظ
خیلی ممنون از حضورتون..
و پاسخ هاتون.همون طور ک پروانه گفت اینکه سوالا رو نپیچوندین.
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:26 ق.ظ
ببخشید یهو نتم قطع شد
سایتای وب گردی وخبری و بیشتردنبال میکنم
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:24 ق.ظ
ممنون که مثل بقیه جواب سربالا ندادین ببخشد اذیتتون کردم تا آخرش موندم که رفیق نیمه راه نباشم زیاد سوال پرسیدم چون بچه ها فعال نبودن امیدوارم تو ارشد هم باهاتون هم کلاسی باشم واحساس قشنگتون به خدا مداوم باشه وهیچوقت عاشق آدمها نشید شبتون خوش
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:20 ق.ظ
مجله ای چیزی هست ک هر ماه یا هر هفته دنبالش کنید؟
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:18 ق.ظ
چند تا خواهر برادرین؟
مهمان

1خواهر دارم 2تا داداش
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:18 ق.ظ
آقای نیساری چرا پاس میدین؟ خوب من یادم نمیاد الان برام سوال پیش اومده نظرتون درمورد فهیمه رو میگم
مهمان

خانم امینی خانم خوبی هستن فقط ترم 1 و2که هی واسه حل تمرین فیزیک میرفتن پا تخته حرصم در میومد
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:14 ق.ظ
این آتاری دستیا را یادتونه؟
نظرتون در موردشون چیه؟
ازشون داشتید؟
چه رنگی بود؟
مهمان

آره مخصوصا بازی زیر دریاییش
آره داشتم
مشکی بود دستش یه دکمه قرمز داشت که تیر مینداخت
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:10 ق.ظ
نظرتون درمورد فهیمه سمیه مریم؟
مهمان

خانم امینی که گفتم تو صندلیشون
خانم حبیبی هم واقعا ساکت هستن
وخانم حامدی خیلی شخصیتی هستن مث اشخاص سیاسی
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:10 ق.ظ
چرا تو نمایشگاه پارسال شرکت نکردین؟
مهمان

من خیلی دوست داشتم شرکت کنم
که اسممو خط زدن آقای رشیدی
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:08 ق.ظ
چند تا حقیقت یا ویژگی در مورد خودتون ک اغلب کسی ازشون خبر نداره؟
مهمان

اکثرا خبر دارن
اصلا اهل تکرار نیست
خیلی کسارو دوست دارم که شاید فک کنن ازشون متنفرمو...
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:07 ق.ظ
چرا خانم شفیعی زاده؟
مهمان

تاحالا اصلا صحبت نکردن
واقعا عصمت خاصی تو چهرشونه
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:06 ق.ظ
با پروانه موافقم.. کم تر تو کلاسا غر بزنید... تاثیر بدی رو استادا می زاره

و با نسرین هم... خیلی زیادی بدبینین...همش نیمه ی خالیو می بینید..
چشم ها را باید شست...
مهمان

حق ... با شماست یکم بدبینم
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:05 ق.ظ
من که خداحافظی نکردم آقای نیساری نظرم گفتم اینقد دوس دارین برم
مهمان

من هستم
نفرمایید
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 12:04 ق.ظ


ب نظرم شما فوق العاده دل نازک و احساساتی هستین.
بسیار مودب.. فک کنم اصلا عصبانی نشید...
معلومه ته تغاری هستین.
شیطونید اما آروم

ادامه دارد.....
مهمان

آره فرزند آخرم
لطف دارید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما